پايان برزيلي سريال ايراني

Print چاپ مطلب    

چطور شد كه لولا رئيس جمهور برزيل، محمود احمدي‌نژاد را مجذوب خود كرد. قضيه پيرامون برنامه هسته‌اي ايران به يك داستان بي پايان شباهت دارد. يادم است در سال هاي اول دانشگاه مقالات كوتاهي درباره تهيه تدابير ريشه‌اي و شديد سازمان ملل و آژانس بين‌المللي انرژي اتمي عليه ايرانيان سرسخت ترجمه مي‌‌كردم. در آن زمان هم به نظر مي‌آمد كه اين مناقشه بزودي با جنگ يا صلح جاودان به پايان خواهد رسيد. سال‌‌هاي زيادي از آن زمان گذشته ولي اتم ايراني مانند گذشته در صحنه اخبار يوميه حاضر و ناظر است. البته طي اين مدت موضوع اتم ايراني به زمينه خبري ملال‌آوري تبديل شده است. وقتي كه در باره ايران صحبت مي‌‌كنند، معلوم است كه در آن روز هيچ اتفاق واقعاً مهمي نيافتاده است. ولي ‌ناگهان ‌ما ‌شاهد ‌پيشرفت ‌عظيمي ‌مي‌‌شويم ‌كه ‌مشكل ‌بتوان ‌وقوع ‌آن را ‌باور ‌كرد. ‌ايران ‌بعد ‌از ‌سال‌ها ‌امتناع ‌و ‌بحث ‌و ‌جدال ‌ناگهان ‌پيشنهادهاي ‌جامعه ‌بين ‌المللي ‌درباره ‌برنامه ‌هسته‌اي ‌خود ‌را ‌قبول ‌كرده ‌است. ‌مقامات ‌ايراني ‌حسن ‌نيت ‌از ‌خود نشان ‌داده ‌و ‌حاضرند ‌نه ‌در ‌حرف ‌بلكه ‌در ‌عمل ‌ثابت ‌كنند ‌كه ‌براي ‌دستيابي ‌به ‌سلاح‌‌هاي ‌هسته‌اي ‌تلاش ‌نمي‌‌كنند ‌و ‌اينكه ‌طرح ‌هسته‌اي ‌آن‌ها ‌حالت ‌كاملاً ‌صلح‌آميزي ‌دارد. به ‌همين ‌منظور ‌محمود ‌احمدي‌نژاد ‌رئيس ‌جمهور ‌ايران ‌روز 17 ‌مي ‌موافقتنامه ‌بين ‌المللي ‌را ‌امضا كرد ‌كه ‌ايران ‌به ‌موجب ‌آن ‌متعهد ‌شد ‌ظرف ‌مدت ‌يك ‌ماه 1200 ‌كيلوگرم ‌از ‌اورانيوم 3.5 ‌درصدي ‌خود ‌را ‌به ‌تركيه ‌ببرد ‌و ‌در ‌عوض ‌تا ‌يك ‌سال ‌ديگر 120 ‌كيلوگرم ‌اورانيوم 20 ‌درصدي ‌را ‌دريافت ‌كند ‌كه ‌مي‌‌تواند ‌به ‌عنوان ‌سوخت ‌رآكتورهاي ‌صلح‌آميز ‌ايراني ‌مورد ‌استفاده ‌قرار ‌گيرد. ‌غناي 20 ‌درصدي ‌اورانيوم ‌خارجي ‌به ‌ايران ‌اجازه ‌نمي‌‌دهد ‌كه ‌از ‌آن ‌براي ‌ساخت ‌سلاح‌‌هاي ‌هسته‌اي ‌استفاده ‌كند. ‌اگر ‌سوخت ‌رآكتور ‌به ‌موقع ‌واصل ‌نشود، ‌تركيه ‌مجبور ‌خواهد ‌شد ‌فوراً ‌تمام ‌وديعه ‌اورانيومي ‌آن ‌را ‌باز ‌گرداند. اين ‌طرح ‌همه ‌سئوالات ‌را ‌برطرف ‌نمي‌كند. ‌ضمانت ‌كامل ‌وجود ‌ندارد ‌كه 1200 ‌كيلوگرم اورانيوم ‌تمام ‌ذخيره ‌اورانيوم ‌ايران ‌را ‌در بر ‌گرفته باشد. ‌ممكن ‌است ‌تهران ‌سعي ‌كند ‌به ‌صورت ‌پنهاني ‌به ‌غني‌سازي ‌اورانيم ‌ادامه ‌دهد. ‌ولي ‌جامعه ‌جهاني ‌اصولاً ‌از ‌اين ‌راه ‌حل ‌مسأله ‌ايران ‌راضي ‌است. ‌ايالات ‌متحده، ‌اروپا ‌و ‌روسيه ‌طي ‌چند ‌ماه ‌تهران ‌را ‌متقاعد ‌كرده ‌بودند ‌كه ‌اين ‌طرح ‌را ‌قبول ‌كند ‌ولي ‌محمود ‌احمدي‌نژاد ‌اصرار ‌مي‌‌كرد ‌كه ‌اورانيوم ‌در ‌خاك ‌ايران ‌مبادله ‌شود. ‌مذاكرات ‌طولاني ‌طرفين ‌نتيجه ‌نداد ‌و ‌كار ‌در ‌سمت ‌صدور ‌مجموعه ‌جديد ‌تحريم‌‌هاي ‌ضد ‌ايراني ‌در ‌جلسه ‌شوراي ‌امنيت ‌سازمان ‌ملل ‌متحد ‌مي‌‌رفت. ‌ولي ‌روز 17 ‌مي‌‌طرح ‌عادي ‌توسعه ‌مناقشه ‌ناگهان ‌به ‌هم ‌خورد ‌زيرا ‌لولا ‌دا ‌سيلوا ‌رئيس ‌جمهور ‌برزيل ‌در ‌اين ‌روند ‌مداخله ‌كرد. كسي ‌نماينده ‌برزيل ‌را ‌دعوت ‌نكرده ‌بود ‌مداخله ‌كند. ‌قدرت‌‌هاي ‌بزرگ ‌به ‌تلاش‌هاي ‌او ‌براي ‌ميانجي‌گري ‌در ‌اين ‌مناقشه ‌با ‌ناباوري ‌برخورد ‌كردند. ‌بهترين ‌ديپلمات‌‌هاي ‌واشنگتن، ‌پاريس ‌و ‌مسكو ‌نتوانستند ‌كاري ‌انجام دهند ‌و ‌اعلام ‌عجز ‌كردند ‌ولي ‌اين ‌نماينده ‌ساده‌انديش ‌آمريكاي ‌لاتين ‌مي‌‌گويد ‌كه ‌موفق ‌خواهد ‌شد. ‌برزيل ‌در ‌خاور ميانه ‌نه ‌پيوندهاي ‌محكم ‌و ‌اعتبار ‌سياسي ‌دارد ‌و ‌نه ‌سابقه ‌حضور ‌طي ‌چند ‌قرن ‌اخير. ‌پس ‌چطور ‌او ‌مي‌‌تواند ‌موفق ‌شود؟ ولي ‌غربي‌ها ‌نمي‌‌توانستند ‌مستقيماً ‌لولا ‌دا ‌سيلوا ‌را ‌از ‌شركت ‌در ‌مذاكرات ‌منع ‌كنند. ‌آن‌ها ‌گفتند: ‌خيلي ‌خوب، ‌بگذار خودش به تهران ‌برود، ‌سعي ‌خود ‌را ‌بكند ‌و ‌آبروي ‌خود ‌را ‌از ‌دست ‌بدهد. روز 14 ‌مي‌ دميتري ‌مدودف ‌احتمال ‌موفقيت ‌مأموريت ‌همتاي ‌برزيلي ‌خود ‌را ‌برابر 30% ‌ارزيابي ‌كرد. ‌وي ‌توضيح ‌داد ‌كه ‌اين ‌ارزيابي ‌خوشبينانه ‌است. ‌چشمك زيركانه ‌و ‌لبخند ‌هم ‌زد. ‌منظورش ‌اين ‌بود ‌كه ‌شانس ‌واقعي ‌وجود ‌ندارد. در ‌همان ‌روز ‌هيلاري ‌كلينتون ‌وزير ‌امور ‌خارجه ‌آمريكا ‌نقطه ‌نظر ‌دميتري ‌مدودف ‌را ‌تكرار ‌كرده ‌و ‌اظهار ‌داشت ‌كه ‌نمي‌‌توان ‌از ‌ايران ‌انتظار ‌گذشت‌‌هاي ‌داوطلبانه ‌را ‌داشت ‌و ‌لذا ‌بايد ‌به ‌تحريم‌ها ‌متوسل ‌شد. ‌حتي ‌اردوغان ‌نخست ‌وزير ‌تركيه ‌مي‌‌خواست ‌سفر ‌خود ‌را ‌به ‌تهران ‌لغو ‌كند ‌زيرا ‌ايران ‌هيچ ‌تمايلي ‌به ‌سازش ‌از ‌خود ‌نشان ‌نمي‌‌داد. ‌ولي ‌معلوم ‌شد ‌كه ‌بزرگان ‌سياست ‌جهاني ‌اشتباه ‌مي‌‌كردند. روز 17 ماه ‌مي ‌اردوغان، ‌لولا ‌و ‌محمود ‌احمدي‌نژاد ‌در ‌تهران ‌براي ‌روزنامه‌نگاران ‌لبخند‌‌هاي ‌زيادي ‌زده ‌و ‌از ‌پايان ‌موفقيت آميز ‌مذاكرات ‌سه ‌جانبه ‌خبر ‌دادند. لولا ‌به ‌ايران ‌هيچ ‌چيز ‌اصولاً ‌تازه‌اي ‌كه ‌با ‌پيشنهادها ‌و ‌ابتكارات ‌قبلي ‌اروپا، ‌ايالات ‌متحده ‌و ‌روسيه ‌تفاوت ‌داشته ‌باشد، ‌پيشنهاد ‌نكرد. ‌او ‌همينطور ‌پافشاري ‌مي‌كرد ‌كه ‌ايران ‌به ‌جاي ‌غني‌سازي ‌اورانيم ‌به ‌صورت ‌مستقل ‌در ‌داخل ‌كشور، ‌سوخت ‌را ‌از ‌كشورهاي ‌ثالث ‌دريافت ‌كند. ‌او ‌مانند ‌ديگران ‌مي‌‌گفت ‌كه ‌ايرانيان ‌از ‌حق ‌استفاده ‌صلح‌آميز ‌از ‌انرژي ‌اتمي ‌برخوردارند ‌ولي ‌بايد ‌قرارداد ‌عدم ‌اشاعه ‌سلاح‌هاي ‌هسته‌اي ‌را ‌دقيقاً ‌رعايت ‌كنند ‌و ‌از ‌ساخت ‌كلاهك‌‌هاي ‌هسته‌اي ‌خودداري ‌كنند. رئيس ‌جمهور ‌برزيل ‌حتي ‌حاضر ‌بود ‌از ‌تحريم‌‌هاي ‌ضد ‌ايراني ‌حمايت ‌كند ‌چنانچه ‌شوراي ‌امنيت ‌سازمان ‌ملل ‌متحد ‌در ‌اين ‌مورد ‌تصميم ‌بگيرد. ‌با ‌اين ‌وجود، ‌مأموريت ‌لولا ‌بر ‌خلاف ‌انتظارات ‌به ‌موفقيت ‌رسيد. ظاهراً ‌مسأله ‌فقط ‌اين نبود ‌كه چه ‌چيزي ‌به ‌ايران ‌پيشنهاد ‌مي‌شود. ‌مهم ‌بود ‌چه ‌كسي ‌و ‌چطور ‌اين ‌كار ‌را ‌مي‌‌كند. ‌اولاً، ‌تهران ‌با ‌علاقه ‌بيشتر ‌حرف ‌برزيلي‌‌ها ‌را ‌گوش ‌مي‌‌كند چرا ‌كه ‌وضعيت ‌آن‌ها ‌شبيه ‌به ‌وضعيت ‌ايران ‌است. ‌آن‌ها ‌هم ‌سعي ‌مي‌كنند ‌انرژي ‌اتمي ‌را ‌توسعه ‌دهند ‌و ‌تأكيد ‌مي‌‌كنند ‌كه ‌اين ‌كار آن‌ها كاملاً ‌صلح‌آميز ‌است. ‌ثانياً، ‌موفقيت ‌مذاكرات ‌سه‌جانبه، ‌بهترين ‌فرصت ‌براي ‌لطمه ‌زدن ‌به ‌اعتبار ‌قدرت هاي ‌بزرگ ‌قديمي ‌است. ‌معلوم ‌شد ‌كه ‌كشورهاي ‌جهان ‌سوم ‌توانستند ‌بدون ‌كمك ‌برادران ‌بزرگ‌تر ‌يكي ‌از ‌بزرگ ‌ترين ‌مناقشات ‌بين‌المللي ‌را ‌حل ‌كنند. ولي علت ‌اصلي ‌موفقيت‌‌هاي ‌ديپلماتيك ‌لولا ‌توسط ‌خود ‌او ‌در ‌يك ‌مصاحبه ‌قبل ‌از ‌سفر ‌به ‌ايران ‌فاش ‌شد. ‌معلوم ‌شد ‌كه ‌او ‌با ‌محمود ‌احمدي‌نژاد ‌به ‌صورت ‌عادي ‌و ‌برابر ‌گفتگو ‌مي‌‌كند. ‌رئيس ‌جمهور ‌برزيل ‌تعجب ‌كرد ‌كه ‌چرا ‌رهبران ‌ايالات ‌متحده، ‌اروپا ‌و ‌روسيه ‌طي ‌ماه‌هاي ‌زيادي ‌استدلال‌هاي ‌قانع ‌كننده‌اي عنوان ‌كرده ‌و ‌به ‌ايران ‌پيشنهادهاي ‌جالبي كرده‌اند ‌ولي ‌كسي ‌از ‌آن‌ها ‌به ‌تهران ‌نرفته ‌و ‌با ‌محمود ‌احمدي‌نژاد ‌درباره ‌اين ‌پيشنهادها ‌گفتگو ‌نكرده ‌است. ‌ولي ‌احمدي‌نژاد ‌به ‌عنوان ‌رئيس ‌جمهور ‌مي‌‌خواهد ‌كه ‌همتايانش ‌با ‌او ‌به ‌صورت ‌احترام‌آميز ‌و ‌برابر ‌گفتگو ‌كنند. ‌او ‌نمي‌‌خواهد ‌كه ‌فرستاده‌‌هاي ‌ويژه ‌بيايند ‌و ‌به ‌او ‌اتمام ‌حجت ‌بدهند. هدف ‌از ‌آغاز ‌برنامه ‌هسته‌اي ‌ايران، ‌به ‌دست ‌آوردن ‌احترام ‌بين ‌المللي ‌بود. ‌ايرانيان ‌از ‌زندگي ‌تحت ‌فشار ‌تضاد ‌شديد ‌بين ‌گذشته ‌درخشان ‌و ‌وضعيت ‌كنوني ‌به ‌عنوان ‌كشور ‌رده ‌سوم ‌خسته ‌شده‌اند. ‌ولي ‌قدرت‌‌هاي ‌جهاني ‌با ‌تحريم‌‌ها ‌و ‌ممنوعيت‌هاي ‌خود ‌هميشه ‌بر ‌اين ‌وضعيت ‌درجه ‌سوم ‌تأكيد ‌مي‌كنند. ‌لولا ‌تنبلي ‌نكرد، پا شد ‌و ‌خودش ‌به ‌تهران ‌رفت ‌تا ‌مذاكراتي با مقامات ايران ‌انجام ‌دهد. ‌ايرانيان ‌حرف ‌او ‌را ‌باور ‌كردند. و حالا مخالفان رئيس جمهور برزيل مي‌‌گويند كه او به خاطر منافع شخصي خود در جايي كه لازم نيست، مداخله مي‌‌كند. در پاييز سال جاري دوره دوم رياست جمهوري او به پايان مي‌‌رسد و او مي‌‌خواهد اعتبار بين المللي بيشتري كسب كند تا دبير كل سازمان ملل شود. بگذار او دبير كل شود. شايد در اين صورت كار مفيدي از دست سازمان ملل بر آيد. پايگاه اطلاع رساني «سلون»، 17 مي‌2010، نوشته ماكسيم ساموروكوف رديف: ايران