10 خرداد ماه 1389 مجله «ادناكو»، 31 مي2010ف نوشته آلكساندر ترنتيف در مقاله اي در مورد روابط ايران و روسيه و بحث هسته اي تفسيري ارائه نموده است كه بشرح ذيل ميباشد روسيه با حمايت از «تحريمهاي هوشمند» علاقه و توجه تهران را در نهايت از دست داده است. ايالات متحده پيشنويس «نيرومند» تحريمهاي ضد ايراني را با روسيه و چين، حاميان هميشگي تهران هماهنگ كرده است. ولي اين امر به معني پايان اين دور شطرنج بازي بين آمريكا و ايران كه با روي كار آمدن باراك اوباما شروع شد، نيست. دميتري مدودف رئيس جمهور فدراسيون روسيه اواخر سال گذشته در جريان سفر خود به نيويورك تحت تأثير ابتكار آمريكا در زمينه بازسازي روابط با روسيه به همتاي آمريكايي خود وعده داده بود در زمينه مسأله ايران كمك كند. با وجود اينكه بسياري از ديپلماتها پافشاري ميكردند كه براي روسيه قطع روابط با تهران، فداكاري به مراتب بزرگتري است تا امتناع از استقرار سامانه ضد موشكي در اروپاي شرقي براي آمريكا، بالاخره رويكرد آتلانتيك بر سياست روسيه چيره شد. روزنامه «تايمز مالي» چاپ بريتانيا در اين رابطه نوشته بود كه «روسيه كه طي مدت زيادي از ايران دفاع ميكرد، ناگهان تسليم شده و با نقطه نظر كشورهاي غرب موافقت كرد». البته، وزارت امور خارجه آمريكا به منظور جلب رضايت مسكو و پكن مجبور شد از تحريمهاي شديد فلج كنندهاي امتناع كند كه اقتصاد ايران را فلج كرده و ناظر بر منع ورود محصولات نفتي به اين كشور و توقيف حسابهاي جمهوري اسلامي ايران در بانكهاي اساسي جهان بود. تحريمهاي «هوشمندي» كه الآن پيشنهاد ميشود، تا اين حد شديد نيست. منع فروش تسليحات سنگين به ايران، تشديد نظارت بر معاملات مالي با شركت بانكهاي ايراني و تعيين رژيم جديد براي كنترل كشتيهايي كه زير پرچم جمهوري اسلامي ايران تردد ميكنند، پيشبيني شده است. ايالات متحده در عوض موافقت مسكو با پيشنويس قطعنامه، تحريمهاي سابق آمريكايي عليه تعدادي از مؤسسات روسي را لغو كرده و وعده داد از منع صدور سامانههاي روسي اس-300 به تهران خودداري كند. و حالا مفسرين و صاحبنظران محافظهكار، رئيس جمهور آمريكا را به گذشتهاي بيموقع و غيرموجه متهم ميكنند. به گفته دويد كرامر مشاور سابق جرج بوش پسر در زمينه امور روسيه، «دمكراتها از مسكو در زمينه صدور اس-300 تعهد مشخصي نگرفتند كه اين اشتباه آمريكاست. براي اينكه كرملين از ويرايش ملايمتر قطعنامه پشتيباني كند، چنين گذشتي لازم نبود. نبايد فراموش كرد كه روسيه تا كنون سه بار به تحريمهاي ضد ايراني رأي داده ولي ايالات متحده در عوض به روسيه هيچ «هويجي» پيشنهاد نكرده است». جان بلتون سفير سابق ايالات متحده در سازمان ملل نيز از دولت فعلي آمريكا ايراد ميگيرد و اظهار عقيده ميكند كه «وضع دولت آنقدر اسفناك بود كه به سرگئي لاوروف وزير امور خارجه روسيه اجازه داد اين بازي را ببرد». ولي صرف نظر از اين اظهارات منتقدين و مخالفان اوباما، حتي اگر موفقيتهاي روسيه را اغراقآميز معرفي كنيم، نميتوانيم مسكو را طرف برنده بدانيم. مسكو كه از آمريكاييها حمايت كرده است، ميتواند روابط خود را با همسايه جنوبي خود تيره كند. و اين در حالي است كه ايران تا كنون نسبت به روسيه سياست دوستانهاي دنبال ميكرد. ولي به نظر ميآيد كه ايرانيان اعتماد به روسيه را از دست داده و وظايف برقراري صلح را به قدرتهاي ديگر واگذار كردهاند. جمهوري اسلامي ايران يك روز قبل از آغاز بررسي قطعنامه آمريكايي در شوراي امنيت سازمان ملل متحد، جامعه جهاني را با حركت ناگهاني خود روبرو ساخت: ايران با تركيه و برزيل معامله اورانيومي منعقد كرد. مطابق با قراردادي كه در تهران به امضا رسيد، ايران حاضر است 1200 كيلوگرم از اورانيوم 3.5 درصدي خود را به تركيه منتقل كند و در عوض 120 كيلوگرم سوخت رآكتور دريافت كند. رهبران ايران كه حمايت متحدان سنتي خود را از دست دادهاند، دست و پاي خود را گم نكرده و با هوشمندي و معقوليت تمام شركاي جديد خود را انتخاب كردند. آنكارا و برازيليا (پايتخت برزيل)، مراكز معتبر دو كشور مهم جهان هستند كه نميتوانند «ايادي كشورهاي مطرود» محسوب شوند. رجب طيب اردوغان نخست وزير تركيه و لولا دا سيلوا رئيس جمهور برزيل، رهبران مقبول و مستقلي هستند كه برنامههاي بزرگ منطقهاي خود را پنهان نميكنند. اين كشورها عضو شوراي امنيت سازمان ملل هستند و با وجود عدم برخورداري از حق وتو، وزن مهمي دارند زيرا براي صدور قطعنامهها اكثريت آراي اعضاي شوراي امنيت لازم است. آنان كه طرف ايران را گرفتهاند، بدون شك سرمايه سياسي خود را افزايش دادهاند. به گفته هنري بركي، پژوهشگر مركز كارنگي، «جهان سوم از موافقتنامه اورانيومي استقبال گرمي كرد و لولا و اردوغان به شخصيتهاي مورد علاقه ميليونها نفر تبديل شدند در حالي كه آمريكا دست از پا درازتر باقي ماند». طبيعي است كه روسيه ناراحت شده است كه تهران معامله خود را با تركيه و برزيل با همان شرايطي منعقد كرده است كه خود روسيه در پاييز سال گذشته به ايران پيشنهاد كرده بود. ولي محمود احمدينژاد اظهار داشت كه ايرانيان مراكز جديد قدرت را ترجيح ميدهند كه بايد «جاي قدرتهاي بزرگ در حال مرگ را بگيرند». به نظر ميآيد كه او روسيه را در رديف دوم گذاشته است. غرب با مقداري از ناباوري و شك و ترديد خبر انعقاد موافقتنامه سهجانبه را دريافت كرد. به عقيده آنها، رهبران ايران حاضرند هر كاري بكنند تا وقت بيشتري بخرند. به علاوه، در موافقتنامه تهران تنها نصف اورانيوم 3.5 درصدي ذكر شده است كه در دست ايران قرار دارد. تكليف نصف ديگر اورانيوم ايراني روشن نشده است. استدلالهاي اساسي طرف ايراني در بحث ايران با ايالات متحده، در سخنان محمود احمدينژاد رئيس جمهور ايران در كنفرانس بازنگري در قرارداد عدم اشاعه سلاحهاي هستهاي (NPT) آورده شد. آشنايي خوانندگان ما با فرازهايي از اين سخنراني ميتواند مفيد باشد. «در جهان امروز خلع سلاح هستهاي و عدم اشاعه محقق نشده و آژانس بين المللي انرژي اتمي در انجام وظايف خود موفق نبوده است. برخي از دولتها با تكيه بر تئوري تنازع براي بقاء، برتري خود را در قدرت تهديد و سركوبگري ديگران ميدانند و بذر كينه ، دشمني و رقابت تسليحاتي را در مناسبات جهاني ميدانند. بزرگترين اشتباه آنان اين است كه قدرت را منشاء حق ميدانند. اين دولتها سياست استاندارد دوگانه را دنبال ميكنند. رژيم صهيونيستي كه صدها كلاهك اتمي ذخيره كرده، مسبب چندين جنگ گسترده بوده و همواره مردم و كشورهاي منطقه را تهديد به ترور و حمله نظامي ميكند، از سوي دولت امريكا و متحدانش به طور مطلق حمايت ميشود و كمكهاي لازم براي توسعه سلاح اتمي نيز دريافت ميكند. ولي همين دولتها به بهانه كذب احتمال انحراف در فعاليتهاي صلح آميز هستهاي ديگران و بدون ارائه حتي يك سند معتبر، انواع فشارها را بر اعضاء آژانس اعمال مينمايند. آنان ميخواهند علاوه بر سلاح، انرژي هستهاي صلح آميز را نيز به صورت انحصاري در اختيار داشته باشند و از اين طريق اراده خود را بر جامعه جهاني تحميل نمايند. اما سئوال اين است كه آيا دادن اختيارات فوق العاده به آژانس بين المللي انرژي اتمي و سپردن امر مهم خلع سلاح، به دارندگان آن روش درستي است؟ انتظار اقدام داوطلبانه موثر در خلع سلاح و عدم اشاعه از سوي دارندگان سلاح هستهاي انتظاري غيرمنطقي است، چرا كه آنان سلاح اتمي را عامل برتري خود ميدانند. يك ضرب المثل ايراني ميگويد: «چاقو دسته خودش را نميبرد» همواره تلاش كرده است با طرح مباحث انحرافي از تمركز افكار عمومي بر نقض تعهدات و اقدامات خلاف قانوناش جلوگيري نمايد. دولت آمريكا اخيراً نيز با طرح خطر تروريسم هستهاي تلاش دارد كه ضمن توجيه حفظ، ارتقاء و تكميل زرادخانه هستهاي خود، افكار و ارادههاي جهاني را از خلع سلاح منحرف و به سوي موضوعات موهوم متوجه سازد، در حالي كه تسليح تروريستها به سلاح اتمي صرفا از ناحيه دولتهايي متصور است كه سازنده و استفاده كننده از بمب اتم بوده وسابقه طولاني درحمايت از تروريستها دارند. در همين سياستهاي جديد نيز برخي از كشورهاي عضو آژانس و متعهد به N.P.T تهديد به حمله هستهاي پيشدستانه شدهاند. در سياستهاي جديد همچنين گفتهاند كه سلاحها را توسعه نميدهند ولي ارتقاء كيفي ميدهند. ارتقاء به معناي افزايش قدرت كشتار و تخريب است و اين خود به معناي اشاعه است. به علاوه همين سياستها نيز قابل راستي آزمايي نيست چراكه هيچ نظارتي از ناحيه مراجع مستقل بر برنامههاي اتمي آمريكا و متحدانش وجود ندارد. رئيس جمهور ايران همچنين پيشنهادهاي مهمي مطرح كرد كه شامل تعيين ترتيبات صريح، روشن و الزامآور براي همه كشورها در قرارداد عدم اشاعه سلاحهاي هستهاي، تعيين مواعد نهايي اضمحلال زرادخانههاي هستهاي موجود، تعليق عضويت در شوراي حكام آژانس بينالمللي انرژي اتمي براي كشورهايي كه ديگران را با استفاده از سلاحهاي هستهاي تهديد ميكنند و تأكيد بر قطع همكاري اعضاي سازمان با كشورهايي است كه قرارداد عدم اشاعه سلاحهاي هستهاي را امضا نكردند. به عقيده رئيس جمهور ايران، اين پيشنهادها و پيشنهادهاي ديگري كه در سخنان وي مطرح شد، بايد به عصر سلاحهاي هستهاي پايان دهد.










